|
دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:, :: 15:54 :: نويسنده : الهام
پسر پیش خود می گفت هیچگاه عاشق نخواهم شد و محال است به کسی دل دهم! همیشه شکست های عشقی دیگران را ابلهانه می دانست و به تمسخر می گرفت و سرزنش دوستانش شده بود کار هر روزش. از کلمه های جدایی و تنهایی و سیگار سخت تنفر داشت و به خیالش کسانی که از تنهایی و جدایی رو به سیگار آورده بودند را آدم هایی بی اراده و غیر قابل بخشش می دانست. روزها از پی هم می گذشت تا اینکه یک روز پسر احساس عجیبی در دلش داشت، انگار ته قلبش چیزی تکان می خورد. تا به خود بیاید سخت عاشق شده بود و وابسته. مدت ها گذشت و از آن چیزی که می ترسید سرش آمد و او مانده بود با عشقی نافرجام و شکست خورده. دیری نپایید، تنهایی و جدایی سراغش آمدند و مانده بود پای یک خیره شده بود به سیگار در دستش که این روزها عجیب در دلش جا گرفته بود. ![]()
دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:, :: 15:49 :: نويسنده : الهام
به سادگی کلماتت نگاه نکن! زیبایی سخن، تنها اغراق در توصیف نیست بنگر، وقتی که می گویی " دوستت دارم " چه کرده ای!؟ زمان و زمین را با دو کلمه به شوق در آورده ای. گاهی ساده گفتن هم هنر میخواهد، کار هر کس نیست، ساده دلربایی کردن، ساده نگاه کردنو عاشقی کردن. خدا می داند ساده گفتن به تمام دنیا می ارزد وقتی عشق از کلماتت جاری باشد. مست می شود هرکس، وقتی تو ساده او را با عشق صدا می زنی و جرعه ای او را مهمان دوستت دارم ها می کنی. می بینی، ساده گفتن هم هنر می خواهد. چه زیباست و چه عاشقانست وقتی کلماتت لبریز از میِ عشق باشد. پس عشقتت را ساده بیان کن، برای کسی که معنای دوست داشتن را بداند و لیاقت آن را داشته باشد.
اگر باور داری، پس از این لحظه زندگی را داشته باش.
![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 17:9 :: نويسنده : الهام
راست می گویند! ![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:52 :: نويسنده : الهام
یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود... ![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:50 :: نويسنده : الهام
آرامش یعنی، ایستادن در جاده ی منتهی به دشت های سر سبز بهاری و نگریستن به غروب دل انگیز خورشید به ضمیمه یک فنجان چای و یک موسیقی دلنشین و نوازش دلبرانه نسیم که آرام بر گونه هایت بوسه می زند. ![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:48 :: نويسنده : الهام
![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:45 :: نويسنده : الهام
![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:42 :: نويسنده : الهام
*
*
*
فرقی نمی کند چه در دنیای واقعی و چه مجازی ... ![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:25 :: نويسنده : الهام
به سلامتی معین که میگه:
من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمیگویم به زیر ضربه های غم نیوفتد خم به ابرویم ![]()
یک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, :: 16:17 :: نويسنده : الهام
خواهم آمد به در خانه زیبایی تو تا بکوبم در دیدار تماشایی تو عطشم داند وعشقم که چه ها خواهم کرد چون در آیم بسرا پرده زیبایی تو شاید این گرسنه از ذوق بمیرد آری بر سر سفره رنگین پذیرایی تو چون نسیم نفس سبز ترینم بوزد گل من سرخ ترین باد شکوفایی تو آی دردست تو از خویش برون خواهم رفت باغ در باغ به گل گشت شناسایی تو ای تو آن می که زانگور بهشتش کردند وی همه درد کشان سره سوایی تو مست ومستم کن از انگونه که در هم شکند قید شرم من و زنجیر شکیبایی تو آسمان آبی و عشق آبی وشک آبی شد زیر چتر گل نیلوفر بودایی تو کاش یک لحظه شوم کودک وخوابم ببرد فارغ از هر چه بگهواره لالایی تو ![]() ![]() |